تئاتر در مسیر زندگی



پرونده اي براي نمايش نامه خواني

1:20 PM چهارشنبه، 1 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هفت

 

رویکرد به مقوله ای نمایش نامه خوانی آن هم از نوع خوانش متون خارجی و ایرانی چند صباحی هست که در مشهد و الخصوص در این اواخر درپاتوق هنرمندان تئاتر  حوزه هنری به صورت متناوب شکل گرفته و در پروسه اجرایی خودمیان جوانان جویای نام  مقدمات تبدیلش به یک حرکت مستمر را میگذراند حالا در میاتن این همه شور وشعوق پرشش من از مسئولین و به خصوص هنرمندان تئاتر   که به راستی هدف چیست ؟/؟؟

آیا هدف فقط خوانش متونی است که تو بارها اجرای آنها را در جشنواره ها مختلف با بازهای درخشان دید ه ای یا متون چاپ شده اش را در چند سال اخیر به وفور یافته ای؟

آیا هدف آشنایی با نمایش های ترجمه شد ه ای جدید نویسندگان غربی است؟

آیا هدف رشد استعداد نو شکفته در درون جوانهای تئاتری است

اما برای رسیدن به این پرسشها نکته ها و نظارات گوناگونی را کنکاش کرده ام که مرورش خالی از لطف نیست

 

نمایشنامه خوانی به عنوان ساختاری اجرایی در حوزه تئاتر از سال 1370 در ایران مطرح شده است. این شیوه نمایشی طی چند سال اخیر عملا در محافل خصوصی و عمومی و توسط نهادها و ارگانهای مختلف مرتبط با هنر نمایش مورد حمایت قرار گرفته و استمرار یافته و حتی به صورت دوره ای و جشنواره ای هم پشتیبانی شد و در مدت کوتاهی توانست به واسطه هزینه و امکانات کمی که می طلبید مورد توجه قرار گیرد.

نمایشنامه خوانی گونه ای از نمایش است که توسط گروهی از بازیگران و در مقابل عده ای تماشاگر اجرا می شود و به امکانات اصلی نمایش صحنه ای نظیر دکور، نورپردازی و .... احتیاج ندارد. به همین خاطر طی چند سالی که رونق فراوانی پیدا کرده از این منظر که ممکن است در مواردی به اشتباه جای نمایش صحنه ای را بگیرد همواره مورد انتقاد قرار گرفته و در ضمن برخی نیز شیوه های اشتباه اجرای آن در ایران را نقد کرده اند.

از طرفی هم این شکل از نمایش به واسطه همان امکانات کمی که نیاز دارد، به سرعت مورد توجه هنرمندان قرار گرفته و از رشد آن با خوش بینی استقبال شده است.

آنچه در مورد نمایشنامه خوانی واضح و مشخص است. این است که این حوزه از هنر هنوز آنطور که باید جایگاه خودش را بدست نیاورده و نحوه اجرا و برگزاری اش در بسیاری از موارد با ایرادها و مشکلات عمده مواجه است

حال در این میان خواندن  نظرات اساتید فن شاید راهگشا باشد  

دکتر قطب الدین صادقی (نویسنده ، کارگردان و مدرس تئاتر) شیوه و روش نمایشنامه خوانی را  در کشورمان مناسب نمی داند و می گوید : نمایشنامه خوانی در حال حاضر در کشور ما نه تنها وضعیت مطلوبی ندارد، بلکه مخرب هم هست. و می افزاید: بحث در مورد نمایشنامه خوانی و شیوه درست اجرای آن بحث کاملا مفصلی است که باید به طور اساسی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و در وهله اول تعریف درستی از آن داده شود. وی معتقد است که نمایشنامه خوانی در حال حاضر در ساختار تئاتر ما تنها تبدیل به توجیهی شده، برای کسانی سالن تمرین و اجرای تئاتر ندارند و نمی توانند نمایشی را روی صحنه ببرند. صادقی می گوید: این افراد سرخودشان را با نمایشنامه خوانی گرم کرده اند و تاکید می کند که : نمایشنامه خوانی تئاتر نیست. و می افزاید: شیوه نمایشنامه خوانی ما اساسا اشتباه است. نمایشنامه خوانی در اصل بدین صورت است که هنرمندان حرفه ای نمایشنامه های نویسنده های با استعداد را به این شیوه می خوانند. در جشنواره های بزرگ مدیران و کارگردانان جهان دور هم جمع می شوند و اینکار را انجام می دهند تا نویسندگان و استعدادهای نمایشنامه نویسی شان را معرفی کنند و مورد حمایت قرار دهند. اما ما در کشورمان در نهایت ساده لوحی داریم آثار ایبسن و چخوف را در جشنواره های نمایشنامه خوانی مان کار می کنیم. صادقی معتقد است که هنرمندان ما اصلا این شیوه را به درستی نفهمیده اند و تنها به این خاطر که بودجه و امکانات و سالن ندارند این شیوه را به عنوان ساده ترین راه انتخاب کرده اند. وی در ادامه صحبت هایش می گوید: اینکه عده ای دور هم جمع بشوند و فقط یک نمایشنامه را بخوانند، کاری را انجام داده اند که در آن نه خلاقیتی وجود دارد و نه هزینه ای بر می دارد. به نظر من این شیوه جانشین خلاقیت در نمایش شده و معتقدم که خیلی هم خطرناک است . صادقی معتقد است که شیوه هنرمندان در اجرای این گونه یک جور ساده اندیشی خودفریبی است تا برخی افراد بگویند ما بیکار نیستیم

کتایون فیض مرندی ( کارگردان و مدرس تئاتر) هم با شیوه رایج نمایشنامه خوانی در ایران چندان موافق نیست و می گوید: به نظر من نمایشنامه خوانی باید در خدمت معرفی آثار جدید چاپ شده و نوشته شده در حوزه تئاتر باشد. اما شکل امروزی آن در کشورما بدلیل آنکه شرایط اجرا برای همه وجود نداشته است رونق گرفته است. وی می گوید: البته یکسری نیروهای بالقوه با این کار انرژی صرف می کنند و بهرحال کار می کنند و این کارشان جای تقدیر دارد اما اینکار بجای آنکه نگره ها و مولفه های جدید را نشان بدهد و تبدیل به پروسه اجرا و معرفی آثار بشود و گروه ها را با انگیزه های جدید آشنا بکند، تبدیل به یک خوانش ساده شده است.

مرندی می گوید: نمایشنامه رادیویی هم در است است که برای اجرا بروی صحنه نمایش نوشته نمی شود. اما شیوه کار و اجرای مخصوص به خود را دارد. نمایشنامه خوانی هم باید به مرحله ای برسد که با شناخت اولویت های ضرورتهای خودش استقلال پیدا کند و این طور نباشد که هر نمایشی که امکان اجرا بر روی صحنه را پیدا نکرد نمایشنامه خوانی بشود.

مهرداد ابروان (منتقد و مدرس تئاتر) در تعریف نمایشنامه خوانی می گوید: نمایشنامه خوانی تعریفش را در عنوانش به همراه دارد، یعنی خواندن نمایشنامه . بدان معنا که متن به جای آنکه بر روی صحنه اجرا شود توسط بازیگران خوانده می شود. البته باز هم یک وقتی هست که نویسنده خودش نمایشنامه خودش را می خواند و یک وقت هم هست نمایشنامه ای توسط یک گروه از بازیگران خوانده می شود.

مورد بحث نمایشنامه خوانی هم بیشتر شکل دوم است. مهرداد ابروان ، جلسات ماهانه نمایشنامه خوانی در خانه تئاتر را مورد اشاره قرار می دهد و می گوید: نمایشنامه خوانی گونه ای از نمایش است که ما در آن بجای آن که عمل نمایش را بر روی صحنه ببینیم. آنرا می شنویم. و می افزاید: نخستین حسن این کار آن است که اولاً ضرورت اجرای نمایش را به ما گوشزد می کند؛ مثلاً ما در تئاتر شهر بارها شاهد این بوده ایم که متنهایی به این صورت خوانده شده اند و بعداً برای اجرایشان هم تصمیم گیری هایی شده است. مثلاً "بیتوس بیچاره" کار آقای "حمید مظفری" چند سال پیش اول در یکی از جلسات نمایشنامه خوانی شد و بعد مخاطبان اش خواستار این شدند که نمایش به اجرا درآید. اتفاقاً نمایشنامه خوانی تاکید می کند که اجرای تئاتر چقدر مهم است. اما بخش دوم قضیه این است که نمایشنامه خوانی فواید مهم دیگری هم دارد؛ یک موقع می تواند نویسندگان و استعدادهای جوان را معرفی کند، کارهایشان را نقد کند و باعث پیشرفت آنها بشود. حالا این نویسندگان شاید تا بحال کسانی بوده اند که امکان اجرای کارشان فراهم نبوده یا اصلا کارگردانی نبوده که کارشان را اجرا کند. دوم آنکه نمایشنامه خوانی از اجرای صحنه ای راحت تر است، بازیگران زمان کمتری برای تمرین نیاز دارند، امکانات زیادی برای خواندن آن لازم نیست، می تواند در یک سالن کوچک اجرا شود و ... ضمن اینکه از طرف دیگر هم یکسری از آثار که بهیچ وجه امکان اجرایی ندارند می توانند براحتی نمایشنامه خوانی شوند. علاوه بر اینها برخی آثار هم هستند که به لحاظ شرایط ویژه ممیزی امکان اجرای گسترده صحنه ای را ندارند. ولی در حد خوانده شدن می توان آنها را مورد استفاده قرار داد. این شکل از کار در همه جای دنیا هم وجود دارد. ابروان همچنین می افزاید : گاهی هم برای بزرگداشت نویسندگانی که اجرای آثارشان نامقدور است می توان جلسات نمایشنامه خوانی برگزار کرد که به نظر من خیلی هم مفید است و می تواند بسیاری از آثار ناشناخته را هم به مخاطبان تئاتر معرفی کند

 

فرهاد مهندس پور    :  من یكی از افراد معترض به جریان نمایشنامه خوانی بودم، زیرا كه هدف از انجام این كار برایم مشخص نبود.

درواقع به دلیل وجود نیروهای جوان و وقت آزاد این افراد و از طرفی كمبود امكانات، امروزه به شكل قابل توجهی همه روبه نمایشنامه خوانی آورده اند، اما بهتر است قبل از هركاری مشخص كنیم كه چرا چنین اتفاقی می افتد و نقاط قوت و ضعف آن چیست، زیرا كه امروزه هنرنمایشنامه خوانی به نوعی از یك اجرای نیمه كامل تبدیل شده است.» او متذكر شد: «برخی معتقدند كه نمایشنامه خوانی فرصتی برای تحلیل اثر آن هاست، درحالی كه در این برنامه های نیمه اجرایی كه ما شاهد آن هستیم یك واسطه میان تماشاگر و متن افتاده است كه باعث می شود ما از تحلیل اثر عاجز شویم. اما باز هم گویا نمایشنامه خوانی ضرورت ها را از دل خود پیدا كردند و افراد زیادی هستند كه از حداقل امكانات قصد دارند بهترین نتیجه را بگیرند

مهندس پور با تأكید بر این نكته كه نمایشنامه خوانی یك فرآیند آموزشی است اضافه كرد: «در كشورهای غربی برای آموزش زبان و درك مطلب و بیان ازهنرنمایشنامه خوانی بهره می گیرند، اما امروزه این هنر بخش عظیمی از نیروهای ما را سرگرم خود كرده است و این نگرانی وجود دارد كه ما از دل آن یك آیین بسازیم و در گرو آن اصل اتفاق را فراموش كنیم.» او در پایان گفت: «نمایشنامه همواره در ساحت زبان و ادبیات اتفاق می افتد، درحالی كه طی جلسات نمایشنامه خوانی های ما، این اتفاق حاصل نمی شود

 

ناظرزاده كرمانی؛ مدرس و پژوهشگر تئاتر؛ با اشاره به پیشینه نمایشنامه خوانی در دنیا عنوان می کند: «از زمان سه نه كا در غرب، یك شكل از نمایشنامه با عنوان نمایشنامه خواندنی نوشته می شد و افرادی كه آن را می نوشتند، خود را برای نوعی سخنوری آماده می كردند.» او ادامه داد: «این افراد از چهره های سرشناس جامعه محسوب می شدند و از شاخه دانش های ادبی برای رسیدن به مرحله استادی استفاده می كردند و دست به نمایشنامه های خواندنی می زدند، مثلاً سناتورها در جامعه غرب از طریق ارائه خطابه به مرحله سناتوری می رسیدند

كرمانی در ادامه به شكل دیگری از نمایشنامه خوانی در غرب اشاره كرد و گفت: «روخوانی یك نمایشنامه كه باز هم سخنوری، سرمایه اصلی آن محسوب می شد از دیگر اشكال نمایشنامه خوانی است كه افرادی كه در هنر نمایش فعال بودند این كار را می كردند، مثلاً نمایشنامه نویس بزرگی چون استریندبرگ عادت داشت، نمایشنامه های تازه خود را كه هنوز به صحنه نرفته اند با یك روخوانی حرفه ای به معرض دید عمومی بگذارد و كار خود را مورد نقد و قضاوت مردم و هنرمندان قرار دهد كه كم كم این نوع از نمایشنامه خوانی در غرب مطرح شد

این مدرس تئاتر تصریح كرد: «این اتفاق در دوره هایی در كافه های هنری كه محل تجمع شاعران، نویسندگان و هنرمندان بود نیز اتفاق می افتاد، اما آن چه كه امروز با عنوان نمایشنامه خوانی در ایران شكل گرفته است مشخصا متعلق به ایران است و یك ژانر متفاوت تلقی می شود كه نمونه آن در خارج از كشور وجود ندارد.» ناظرزاده ادامه داد: «به دلیل كمبود فضا و امكانات موجود در عرصه تئاتر، هنرمندان ما دست به شكل متفاوتی از نمایشنامه خوانی می زدند كه امروزه یكی از ریختارهای نمایش ایرانی محسوب می شود و با سنت های پیشین ایرانی مثل سخن وری همخوانی دارد

مسعود دلخواه ؛كارگردان و مدرس تئاتر؛ نیز در تأیید صحبت های ناظرزاده و با اشاره به تجربه ۲۰ ساله خود در كشور آمریكا یادآور شد: «در تمام دنیا دو شكل از خوانش نمایشنامه مرسوم است، كه شكل ابتدایی آن همان نمایشنامه خوانی است كه افراد متن را در دست می گیرند و به صورت نشسته و با بهره گیری از صدا و بیان مناسب آن را روخوانی می كنند و شكل دیگر آن كه دیگر نمایشنامه خوانی محسوب نمی شود در غرب با عنوان اجرای متن در دست مرسوم است

او در ادامه اظهار تاسف كرد از اینكه، این شكل از اجرا را این روزها ما در ایران با عنوان نمایشنامه خوانی تلقی می كنیم درحالیكه اجرای متن در دست درواقع یك نیمه اجرا است و وقتی كه امكان كامل اجرای یك اثر نیست می توان با یك دكور ساده، لباس و میزانسن آن نمایشنامه را اجرا كرد. دلخواه تصریح كرد: «نمایشنامه خوانی اصیل همان اتفاقی است كه استاد ناظرزاده به عنوان روخوانی تازه ترین اثر یك نویسنده در محافل دوستانه همراه با نقد آن اشاره كرد، لذا برای پیشبرد این رویکرد ما باید بدانیم كه هدف از نمایشنامه خوانی چیست ؟ »

او اضافه كرد: «به اعتقاد من معرفی یك نمایشنامه نویس جدید كه تابه حال اثرش چاپ نشده و قرار است خودش را با این كار معرفی كند و یا معرفی یك نمایشنامه جدید از یك نویسنده حرفه ای در یك محفل دوستانه و بدون دكور، لباس و غیره، اصیل ترین شكل نمایشنامه خوانی است و این نوع نمایشنامه خوانی بخشی از پروسه نمایشنامه نویسی است كه نویسنده قصد دارد از ایده ها و نقدهای حاضران برای تكمیل اثر خود بهره بگیرند

 

در پایان هم به گمانم این جمله ای دکتر ناظر زاده کرمانی بهترین حسن ختامی است که میشود از ان یاد کرد

«آرزو دارم كه روزی نمایشنامه خوانی جایگزین یك تئاتر فقیر نشود زیراكه نمایشنامه خوانی باید استاتیك ویژه خود را پیدا كند و به جایگاه رفیعی دست یابد، نه این كه در نبود امكانات اجرای عمومی جایگزینی برای اجرای صحنه ای شود، زیراكه نمایشنامه و هنری كه بوی فقر و فلاكت بدهد اساسا اتفاق خوبی نیست

.

 

.

:

 

 


موضوع: دل نوشته ها | لینک مستقیم | نویسنده: $author} | نظرات 1



قرار شد اینجا از خودم بنویسم و از تئاتر آنچه را که آموختم

صفحه نخست
پست الکترونيک
قالب وبلاگ

(11) عمومی
(43) دل نوشته ها
(5) اخبار پیرامون تئاتر مشهد
(31) تازه ها

(89) محمد جهانپا
(0) مدیر وبلاگ

دو گوهرانی // نمایش نامه نویس //
محمد جواد استادی/ مترجم و کارگردان/
میثم نویریان // طراح صحنه //
مرکز عکس تئاتر
ماهنامه صحنه
//حسن حسینی نژاد// تئاتر گرگان
خانه تئاتر ايران
محمدی
مهران سلیمانی
گروه تئاتر پل
گروه تئاتر کتل تبریز

قالب وبلاگ

ایران تئاتر
دانلود نمایش نامه
انجمن نمایش مشهد
مسعود حکم آبادی روزنامه نگار
دونده تا بی نهایت

.::قالب ساز::.
قالب های ایران بلاگ
شهر قالب وبلاگ

:نام
:ايميل

اضافه حذف

بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 2
بازديد هاي اين ماه : 49
كل مطالب : 90
كل بازديد ها : 10010
ايجاد صفحه : 0.265625
ثانيه

گردآوری و ترجمه شده توسط:
گروه طراحان حرفه ای تم سی تی

WWW.THEME30T.COM

Weblog Theme By BlogSkin

قالب وبلاگ

پلنگ

Free Template Blog

قالب ایران بلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب

شهر اینترنتی ایرانیان

بهترین سایت تفریحی ایران